جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

393

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

6 . دل‌هاى آنان در بهشت و بدنشان در حال « كار » كردن است . 7 . نهر متعلق به كسى است كه در آن كار كرده ، نه كسى كه از شركت در حفر و تعمير آن دورى جسته است . 8 . كار و رنج هركسى را در حساب او منظور بدار ، و زحمت و كوشش او را به ديگرى نسبت مده ! 9 . از انحصارطلبى و استثمار آنچه كه همهء مردم در آن مساوى هستند ، بپرهيز . * * * اگر شما در اين عبارات به‌دقت كامل تأمل كنيد ، خواهيد ديد كه اينها اصولى عميق و ريشه‌دار در بنياد هر جامعه سالمى است كه در آن حقوق انسان حفظ مىشود و آزادى انسانيت در جالب‌ترين و وسيع‌ترين شكل خود ، رعايت مىگردد . . . اصولى كه نظريات جديد سوسياليسم نوين نيز بر آنها متكى است و كوچكترين اختلافى با آنها ندارد . « 1 » و البته خواننده بايد بر اين انديشه و عقل كامل عربى درود بفرستد و آن را ارج نهد و بزرگ بدارد !

--> ( 1 ) احمد بن بلا رئيس‌جمهورى سابق الجزاير ، قبل از سقوط خود طى مصاحبه‌اى با يك روزنامه‌نگار « سويسى » گفت : « اسلام با سوسياليسم تضادى ندارد . » وى افزود : « وقتى « خروشچف » مصدر كار بود من با او مذاكرات مفصلى درباره اسلام به‌عمل آوردم و او و « روژه گارودى » مغز متفكر حزب كمونيست فرانسه ، تأييد كردند كه اسلام در الجزاير مىتواند به‌عنوان يك نيروى محرك به‌كار رود . . . ( از : اطلاعات ، مورخ 15 ارديبهشت 1344 ) چنين است واقعيتى كه ديگران نيز كم‌كم آن را مىپذيرند ! . . . ولى ترديدى نيست كه سوسياليسم اسلامى با سوسياليسم ادعايى حضرات چپ‌نماهاى قلابى معاصر از زمين تا آسمان فرق دارد و با مقايسه كوتاهى بين زندگى على و زندگى حضرات رهبران هوادار طبقه كارگر ! ! در اردوگاه شرق ، ماهيت بنيادى اين فرق كاملًا روشن مىگردد و نيازى به تشريح و نمونه و مثال نيست . . . م